توایلایت به لونا کدنس و سلستیا پیشنهاد داد که به خواب ......

 

__ بیاین بریم به خواب شاینینگ امور.

_ اوه اره خیلی دوست دارم بدونم  داره

خواب منو می بینه یا نه . حتما داره خواب منو میبینه وای چه رمانتیک.

_ واقعا من نمیدونم تو چطور خواهر منی. بیاین بریم داخل.

 

اون ها رفتند و دستگاه رو به شاینیگ امور وصل کردند.

خواب شاینیگ امور :

_کدنس !کدنس!

_ بله امپراطور.

_برام اب و کمی انگور و ناگت بیار و مرغ بریون

و یکم سس مخصوص همراه با چیز برگر و هات داگ و سیب زمینی پنیری

همراه با پنیر اضافه . بعد هم با اون سم ها ی نازنازیت سم هام رو ماساژ

بده بعد به بقیه هم بگو بیان میخوام باهاشون حرف بزنم . به اون دوتا

خوش تیپا بگو بیان کنارم بشینن مخصوصن اون دل بره منظورم رریتی یه

زود باش برو.

 

در همین لحظه در اتاق شاینینگ امور:

_ الان می کشمت میری برای من امپراطور بازی در

میاری . بعدم پونی یای خوش تیپ میاری واسه کلفتی .

_ماجرا داره جالب میشه!

_یکی کدنس رو بگیره الان لو مون میده.!!!!

_من می گیرمش.

 

ناگهان شاینیگ امور بیدار شد.

_بچه ها فکر کنم اوضاع خرابه!!!

_پس بیدار شدی !

_بگیر که اومد.

_ بچه ها بیاین در بریم.

_من که تا اخرش می مونم.

سلستیا و توایلایت از اتاق بیرون رفتند.

و ازان موقع به بعد کسی شاینینگ امور را ندید.

 

 

                                               پایان